Sunday, July 22, 2007

یک نامه، یک خاطره

پی نوشت 1: یک سال پیش همین وقتها بود، شاید هم کمی زودتر.. زنگ زد و خواند.. نوشتم.. گفت می خواهد اعتصاب کند و نامه اش را هم نوشته است برای انتشار، و به مسئولان زندان هم اعلام کرده...گفت که از اول مرداد شروع خواهد کرد و من ساعتها را می شمردم تا صبحگاه اول مرداد .. گمان می کردم مثل همیشه 20 روز زمان داریم تا به روزهای بحرانی اعتصاب برسیم.. اکبر گنجی پیش از آن 60 روز اعتصاب کرده بود.. اما.. اول مرداد ماه آمد و بر سر حرفش ایستاد.. اعتصابش را آغاز کرده بود اکبر.. و هر روز شماره اوین که می افتاد روی گوشی، انتظار خبری از اکبر بود برای ما.. چقدرزود گذشت..و هنوز نتوانسته ام آن کاغذ را جدا کردم از زندگی روزانه ام
پی نوشت 14:2 روز از بازداشت دوستانان گذشته است و انگار گوشمان عادت کرده که هر روز خبر از یورش ماموران به خانه ی یکی از بچه ها بشنویم.. خانه جای امن بود روزی.. اما حالا حتی به مادر محمد هاشمی اجازه نمی دهند لباس مناسب بپوشد.. بنازم اسلام ناب محمدی را... 1 سال گذشت، مرگ اکبر، پاسگاه گزنک.. بازداشت.. بازجویی.. مراسم ادوار.. اشک ها و لبخند ها....
روز است که دوستانمان آفتاب را ندیده اند.. 14 روز است که بهاره تنهاست
پی نوشت 3: احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان اعتصاب غذا کرده اند.. همیشه پیش از آنکه فکرکنی اتفاق می افتد... تا بار دیگر عزیزی روانه قبرستان نشده، کاری کنیم..

5 Comments:

At 5:34 PM, July 22, 2007, Anonymous farzand iran zamin said...

ba dorod faravan khedmat shoma
besiyar az ashnaee ba shoma khorsand shodam az zahamateton ham sepas gozaram
man mail shoma ro peyda nakardam agar baram mailetonam bezarid sepas gozar mishim
http://faratash.mihanblog.com
id for yahoo(akhbar mohem va filter shekan) : farzandan_iran_zamin

 
At 9:45 PM, July 22, 2007, Anonymous بیتا -ق said...

با درود و سپاس به خاط اینکه شما در حال حاضر اولین کسی هستین که یادی از اکبر محمدی کردین ...در این روزها که به اولین سالگردش نزدیک میشویم
روانش شاد
پاینده ایران

 
At 12:33 PM, July 27, 2007, Anonymous امیر راعی فرد said...

آخرین مطلبم رو نوشتم بیا و ببین و یک نظر برای یک وداع دیر هنگام شاید

 
At 1:10 PM, July 29, 2007, Anonymous آرمين said...

شيوا جان دلم مي خواست يك شكلك اينجا مي گذاشتم كه سرش پايين است و مثل برف پاك كن حركت مي كند و مثل آب پاش آب مي پاشد. مثل هميشه سوال اينجاست: چه كنيم؟ جز اين نوشتن ها چه كنيم؟
باز هم طنزي نوشته ام و مطلبي در اعتراض به سران دانشگاه ها

 
At 3:00 PM, May 20, 2010, Blogger Hooman said...

FREE IS NOT FREE, Your bro, Hooman Fakhar, Seattle, WA

 

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home