Sunday, August 19, 2007

اعدام

نه، مثل اینکه زیادی خودمان را جدی گرفته بودیم..قاضی پرونده پیش از اینکه به خود بیاییم، کارش را کرد و سه جوان را دار زد.. به همین راحتی
با وکیل متهمان که صحبت می کنم می گوید که بهت زده است و عصبانی است از اینکه مدافعان حقوق بشر کجا بودند در این چند روز تا جلوی اجرای حکم اعدام موکلان بی گناهش را بگیرند..؟ می گوید هر چه گشتم نتوانستم شیرین عبادی را پیدا کنم.. و حالا می گوید که در حال بازگشت از ساوه است.. محمود و محمد و داوود اعدام شده اند.. گفتم : آیا می شود قاضی پرونده را تحت پیگیری قرار داد.. تلخ می خندد که در این صورت هم، موکلان من زنده نخواهند شد

...آنها مرده اند و من چه خوش باورانه فکر می کردم شاید بتوانیم جلوی اجرای حکم اعدام را بگیریم
وکیل دیروز گفته بود، چند تن از دختران وکیل را فرستاده تا رضایت زن شاکی را بگیرند، گویا خود شاکی هم از اینکه قرار بوده این سه جوان اعدام شوند چندان راضی نبوده اما نمی خواسته طوری رضایت بدهد که خودش زیر سؤال رود

فارغ از اینکه متهمان گناهکار بوده اند یا نه، باز در مقابل واژه ای قرار می گیریم به نام اعدام که این روزها در ایران بیش از هر کلمه دیگری آن را اینجا و آنجا می بینیم، انگار زینب بخش صفحات روزنامه ها و خبرگزاری هایمان شده..

از فروردین ماه تا کنون، حدود 210 نفر در ایران به اتهامات مختلف اعدام شده اند و در این میان بوده اند سرهای بی گناهی که نه تا پای دار، که بالای دار نیز رفته اند.. کسانی که کسی هم از سرنوشتشان خبردار نشد.

در پرونده این سه متهم نیز آنچه بیش از همه به چشم می آید، دلایلی است که مبنی بر بی گناهیشان در مقابل قاضی موجود بوده است، اما به استناد اعترافات آنها در اداره آگاهی رأی بر محکومیتشان صادر شد.
و چه کسی است که نداند در این اداره آگاهی که البته بیشتر سروکار متهمان با جرایمی چون دزدی، قاچاق، قتل، و .. به آن می افتد چه بر سر متهمین می آورند و برایشان هم مهم نیست که مطابق با قانون "هیچ کس را نمی توان مجرم شناخت، مگراینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت شده باشد." حال آنکه در مورد این سه جوان اعدام شده و بسیاری دیگر چون آنها نه تنها دادگاه از اثبات مجرم بودن آنها عاجز مانده است، بلکه پایفشاری آنان را که ادعا می کردند شاکی به خواست خود سوار ماشین آنها شده ،را باور نکرده است.
پیش از این شهلا جاهد، متهم به قتل لاله سحرخیزان همسر ناصرمحمدخانی نیز، در دادگاه از فشارهای وارده در اداره آگاهی سخن گفته بود که تحت شکنجه های شدید ناچار به اعتراف به قتل شده است. در حالی که در کلیه مراحل دادرسی این اتهام را رد کرده و نقاط تاریک بسیاری نیز در این پرونده وجود دارد که گواهی می دهد عامل قتل همسر ناصرمحمدخانی، کسی به غیر از شهلا جاهد بوده است، اما علی رغم این موضوع شهلا مدتهاست که در کابوس اجرای حکم اعدام روزهایش را می گذراند.

تاکنون هم کسی نپرسیده است که واقعا در این اداره آگاهی چه بر سر متهمان می آورند که بدون استثناء
هر که روانه انجا شده به هرچه کرده و نکرده اعتراف می نماید، اما بسیاری در دادگاه اعترافاتشان را پس می گیرند
سال 81 زمانی که به دلیل تجمع در برابر دانشگاه تهران، راهی کلانتری 148 شدم، پسرنوجوانی را که سنش بیش از 18 سال نبود آوردند به اتهام دزدی.. پسر را بردند به اتاق انتهای راهرو.. ما هم روی زمین نشسته بودیم تا تکلیفمان روشن شود و صدای فریادهای پسر بود که دلمان را می لزراند و هنوز هم صدایش در گوشم است که فریاد می زد به خدا من دزد نیستم.. و باز لگدی دیگر و کشیده ای دیگر و ..، و این تنها گوشه ای است از رفتارهای غیرانسانی با این متهمان، که هر کدامشان می دانند اگر پایشان به آگاهی برسد تا حد مرگ باید کتک بخورند و اعتراف کنند به هر آنچه که بازجویان می خواهند.
...کلام آخر
انسان آفریده شده است برای زیستن و حق حیات جز ابتدایی ترین حقوق هر انسان است، حقی که با آن آفریده می شویم و به همین دلیل است که در متون شرعی مثلا خودکشی را گناه کبیره می دانند که انسان هیچ گاه بخشیده نخواهد شد، چون تنها او که حیات را داده است، حق بازستاندنش را دارد.

انسان جایزالخطا است و با خطا به دنیا می آید و لازمه انسان بودن، خطا کردن است.. اینکه فردی را به دلیل خطایی که مرتکب شده، بکشیم،در واقع نادیده گرفتن فلسفه انسان بودن است

- سیستم قضایی ایران بر خلاف موازین حقوق بشر و اصول پذیرفته شده ی بین المللی است، از پلیس گرفته تا دادگاه، هیچ یک عملکردی بر اساس استانداردهای حقوق بشری ندارند که نمونه روشنش نیز همین برخوردهای صورت گرفته با افراد موسوم به اراذل و اوباش است، بنابراین چون نه سیستم قضایی ایران پذیرفته است و نه حقوق متهم، امری است که در دستگاه های مربوطه رعایت شده و محترم شمرده شود، واضح است که احکام صادره از سوی این دادگاه ها نمی تواند مورد قبول واقع شود و نمی توان یقین کرد که آیا فرد محکوم شده، واقعا مجرم بوده و یا خیر

....و دیگر هیچ

9 Comments:

At 5:10 AM, August 20, 2007, Anonymous siamak said...

Shiva jan, khastam fahat behet afarin ebgam be khatare sherafate vekalati keh dari va neveshte ha va peigiri haye roshangaraneh at.

 
At 3:23 AM, August 22, 2007, Anonymous shadi aban said...

قطعنامه در باره جنبش آزادی زن در ایران
در وبلاگ زیپ

 
At 9:31 PM, August 22, 2007, Anonymous Anonymous said...

گفت:تصمیم گرفتیم عده ای را بکشیم تا پیامی بدهیم .
کفتم:مگر نمیشود این پیام رادر تلوزیون بگویید .
گفت :ما که از این سوسول بازی ها بدمان میآیید با هر کسی باید به زبان خودش حرف زد.
گفتم :رحم کنیدیک بار خطا کردن جوانن حیفا پدر مادر دارن مشکلات دارن در مضیغه اند
مجازات بکنید به اندازه جرم
گفت :وقت تنگ است تازه دیرم شده!
کس دیگری نداریم مظلوم تر از اینا گیرم نمیاد به این زودی .
حالا بالشو برو به مامانت زنگ بزن و سر بسر من نذار کار دارم

 
At 6:30 AM, August 27, 2007, Blogger dustaq said...

می دانم که در مکتب شما آزادی برای کسانی می سزد که با شما باشند و لاجرم زندانی نیز تنها کسی است که شما دوست دارید زندانی بنامید چه اگر غیر این بود یک اشاره کوچکی هم که شده به زندانیان سیاسی حرکت ملی آذربایجان نیز می کردید ولی افسوس.حال شما جواب دهید جدایی طلب شما هستید یا ما؟

با تشکر

 
At 6:30 AM, August 27, 2007, Blogger dustaq said...

می دانم که در مکتب شما آزادی برای کسانی می سزد که با شما باشند و لاجرم زندانی نیز تنها کسی است که شما دوست دارید زندانی بنامید چه اگر غیر این بود یک اشاره کوچکی هم که شده به زندانیان سیاسی حرکت ملی آذربایجان نیز می کردید ولی افسوس.حال شما جواب دهید جدایی طلب شما هستید یا ما؟

با تشکر

 
At 8:10 AM, August 27, 2007, Blogger dustaq said...

Kan fışkırdı: Cellat, elindeki kırbacı, başının ardına kadar kaldırıp, tüm gücüyle mahkumun sırtına indirmeye başladı. Kıpırdamaması için bir kişinin kollarından, iki kişinin de bacaklarından sıkıca kavradığı mahkumun her kırbaç darbesinden sonra çıkardığı iniltiler, kalabalığın cellatları teşvik eden bağırtılarına karıştı. Birkaç darbeden sonra, mahkumun sırtından kan fışkırmaya başladı. Cellatlar, her 10 kırbaçta bir yer değiştirdi. Sonunda acıya daha fazla dayanamayan mahkum, kendini kaybetti
http://www.haberler.com/zinaya-80-kirbac-haberi

 
At 3:56 AM, February 14, 2008, Anonymous tania said...

shiva jan.man bi nahayat donbale id e to gashtam.peida nakardam.kheili doosyt daram dar moredi bahat khosoosi harf bezanam.in id mane.lotfan baram pm bezar.dar avalin forsat.rita_mavie

man montazeretam.

 
At 9:05 PM, January 23, 2010, Anonymous Anonymous said...

تناقضات قرآن،زنان محمد،بطور کلي موضوعات ممنوعه در اسلام، سر بزن،جالبه www.alcoran.blogsky.com

 
At 6:14 AM, October 08, 2010, Anonymous Anonymous said...

سلام
وبلاگ
www.alcoran.blogsky.com

به ادرس :
www.alcorana.blogspot.com

نقل مکان کرد.موضوعات ممنوعه در اسلام

 

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home